ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
درسایه های مبهم دیروز
در جای پای اساطیر سرخ موی
تنها نشسته ام
درلا بلای موحش امواج دور ذهن
کز فرط بُعد به ... کجا ... جا گرفته است
عهدی به قدمت آغاز ذهن تو
در دستهای تو، با دستهای من
در دور خفته است
در سایه های مبهم امروز
زنجیرِ دست تو
بر حلقه های زندگیم حلقه کرده اند
امید نگسلد
در سایه های مبهم فردا
در انتظار مبهم فرجام
در نا کجای مرگ
چشمان خسته ام به جمال تو روشن است
در جشنواره ابهام ذهن من
یک آسمان ستاره روشن به چشم تو
آغاز ذهن مرا قبضه کرده است
ای کاش نگذرد
سلام خیلی این شعرتونو دوست داشتم .عهدی به قدمت اغاز ذهن تو واقعن از بند بند شعرتون لذت بردم خسته نباشید
سپاسگزار از نگاه محبت آمیزتون
سلام استاد
بسیار زیبابود
در سایه های مبهم فردا
در انتظار مبهم فرجام
در نا کجای مرگ
چشمان خسته ام به جمال تو روشن است
lممنون سمیه ی گرامی از حسن نظر
مرسی
دلمان برای شما تنگ است آقای سلیمی