ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
ازین آوارگی، منگی، پریشانی
نمانده است برای من دگر جانی
چه میخواهم بغیر از سقفی و یک لقمۀ نانی
غم ِ یاری ، نگاری ، جان و جانانی
ودیگر هیچ و خرسندم بدین غم گنج پایان نا پذیر من
چه این را خوب میدانم
... غمم را نیست پایانی
خوشگل بود مرسی /غمم را نیست پایانی/
بازم میام شعراتو میخونم
مرسی مستر سلیمی.
خیلی روان و موزون.. عالی بود.
از دست تو .... خوشحالم ...!
سری بهم بزن
ایییییییییییییییی بچشم
سلام
تو و اون سرگشتگی یا من و این حیرانی
من مانده ام و دردی
که نمیدانم کیستم
تو چرا نالانی تو که چیزی داری
این منم در عین پریشانی
که غمم را نیست پایانی
در مورد تو ... آرزو میکنم هیچوقت پریشان نباشی ممنون که یاد من هستی